مَسالِکُ‌المُتَرجـِمین (1): کلبه‌ی عمو تُم

ترجمه‌یی از این‌کتاب هست که در عهدِ دقیانوس و به‌نام «محمّدعلی شیرازی» به‌زیور طبع آراسته شده. خودتون بخونین و ببینین انشای مترجمین دهه‌ی 20 و 30 چه‌جوری بوده:
× «… الیزا در بالکن ایستاده و با خاطری گرفته چشم به کالسکه دوخت. ناگهان حس کرد که دستی بشانه‌اش میخورد. بمجرّد اینکه برگشت، بی‌اختیار تبسم شیرینی بر لبانش ظاهر گردید و گفت:
- ژرژ، ای شوهر عزیزم، آیا تو هستی؟ مرا بهول و هراس افکندی. من از دیدار تو بی‌اندازه خوش‌وقتم، ولی آیا میخواهی بکجا عزیمت بنمایی؟ خانمم برای شب‌نشینی رفته است، بنابراین باطاق کوچکم بیا زیرا شخصی مزاحم مراودات ما نخواهد بود.»

× «مستر شیلبی پاسخ داد: امیلی، ای‌همسر دلبندم، من احساساتِ ترا تقدیس می‌کنم، اگرچه کاملاً با آن‌ها موافق نیستم. ولی صریح بتو می‌گویم که من ناچار از فروش این‌دوغلام و فروش هرچیز بودم. این یک‌مردِ سنگین‌دلِ بی‌مروّتی است و هرآینه در پرداختِ دیونِ وی تأخیر می‌نمودم، تمام دارایی مرا مالک می‌شد […] عزیزم مثل این‌که داری طرفدار الغاء قانونِ برده‌فروشی می‌شوی…»

× «یک روز دختربچه خردسال، درحالیکه دستهای کوچکِ خود را بسوی آسمان بلند میکرد بتم گفت: «تم، من بآنجا خواهم رفت من بسوی ارواح بی‌آلایشی که گاهی در خواب مشاهده میکنم خواهم شتافت» […] دخترک با وقار و سنگینی گفت: پاپا، میخواستم چیزهایی بتو بگویم و مدتی است که در این فکر هستم بنابراین اجازه بده پیش از آنکه ضعف مزاجم بیشتر شده و بر من مستولی گردد مطالب خود را بگویم.»


پی‌نبشت- 1:
کافی‌یه چنین‌ترجمه‌هایی (از چنان مترجمانِ میرزابنویسی) رو مقایسه کنین با نثر درخشان و مشعشع استاد ذبیح‌الله منصوری تا بدونین ترجمه/اقتباس‌های زنده‌یاد منصوری چه‌قدر از زمانه‌ی خودش جلوتر بوده.
پی‌نبشت- 2: از مقایسه‌ی این‌طرز ترجمه با کارهای امروز، به‌وضوح می‌شه ارزش سترگِ ترجمه‌های درخشانِ قاضی، شاملو، به‌آذین، سیّدحسینی، نجفی، دریابندری و یونسی در پیشبردِ فنّ ترجمه رو فهمید.

5 دیدگاه»

  علیرضانوشته‌ی در

+ مقداری هم از خود کتاب به خاطر این بیسواد خدایی میگفتی هم بد نبود :D
+ به شدت پی نبشت دوم رو تایید میکنم ! نیازی به مثال نداره اما تابلوترین مثال هم ترجمه ایه که از » فاوست » دیدم و الان تو خاطرم نیست از کی ، اصلا نمیشه این رو با ترجمه به آذین مقایسه کرد .

چاکریم حاجی .
_____
البته شما شکسته‌نفسی می‌فرمایین استاد، ولی محض اطلاع خلق‌الله عرض می‌کنم که این‌کتاب یکی‌از مزخرف‌ترین و بنجل‌ترین کتابای تاریخ بشریّته که من حقیقتاً مونده‌م چرا این‌همه اسم در کرده. الحق والانصاف مایه‌ی تأسف و اسباب شرمساری‌یه نوشتن چنین‌زباله‌یی. من و علیرضاخانِ رفیعی که ضرر کردیم، ولی شما نخونین و ضرر نکنین اَیُّهَاالنّاس!
+ ای‌رحمت به‌اون‌شیری‌که نوش‌جون کردی، دقیقاً حرفِ دلِ منُ زدی. احسنت.

  روزبهنوشته‌ی در

نخیرم دروغ میگه اصلن اینجوری نیستش. من کتابش رو خوندم خیلی هم کتاب خوبیه دست نویسندش درد نکنه واقعن!!!
ضمنن مترجمش هم خیلی مترجم خوبی بوده ولی درک ترجمه ارزشمندش برای همه امکان پذیر نیست!!!!!
_____
:-)

  زروان ازلینوشته‌ی در

سلام
اول اینکه قالب قشنگی انتخاب کرده اید.بعد اینکه کتاب را خیلی وقت پیش خوانده ام ، احتمالا دوره راهنمائی مترجمش هم یادم نیست.ولی الان که به این نثر نمونه ذکر شده نگاه می کنم. می بینم خواندنش خالی از لطف هم نیست، یک جلوه طنز بامزه ای به متن می ده. کمدی در تراژدی. البته آن موقع کمدی نبوده بگردیم از این تراژدی های قدیمی که الان کمدی شده تو زندگی زیاده.
موفق باشید
_____
ممنونم. یه‌مثل قدیمی می‌گه «آدم از یه‌سوراخ دوبار گزیده نمی‌شه» حالا بامزه یا بی‌مزه. این حُکَمای یونان هم اگه می‌دونستن بعداً چه‌بلایی به‌سر این‌دوتا اصطلاح کمدی و تراژدی و خیلی اصطلاحاتِ دیگه میاد، من مطمئنم هیچ‌وقت ابداع‌شون نمی‌کردن!

  بیتانوشته‌ی در

شماها تصمیم ندارین دست از این کرکری هاتون بردارین؟ روز و شب از سر و کول هم بالا میرین کافی نیست ، اینجا هم دست از سر همدیگه بر نمیدارین !!!!؟؟؟؟؟
_____
تقصیر خودشه خودش اوّل شروع کرد این علیرضا شاهده D:

  علیرضانوشته‌ی در

تشکر بابت اطلاع رسانی استاد !

من که شاهدم ، یکی دیگه هم جور کن بشیم » دو مرد عادل » حاجی !
_____
ناقابله خداشاهده… نفرمایین بیش‌تر از این خجالت‌مون ندین تو رو خّدا…
+ نه‌خیر، شما به‌تنهایی یه‌لشگر شاهدِ عادلِ بالغ ِ رشیدِ عاقل می‌ارزین، لهذا به‌حضور غیر نیازی نیست که نیست.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.