… داشتم واسه علیرضا میگفتم که این درس شیرین «عربی»، این بهاصطلاح ِ خودش «هرکولِ زبانها» و این «پتکِ نمرهکمکن» سهسالِ آزگار اشکِ ما رو درآورد. در تموم 3سال دورهی دبیرستان، نمرهی عربی هر ترمام نشد که نشه 13؛ یعنی آرزو بهدلم موند یهبار بگیرم 12/75 یا 13/25 ولی هیهات! یادمه حتا یهبار ورقهمُ با بغلدستیم عوض کردم، اون گرفت 15 من باز شدم 13! اصن طلسم شده بودم انگار.
پینبشت: از ابنعباس روایت شده که پیامبر اسلام فرمود: «زبانِ عربی، زبانِ اهلبهشت است» (اینجا نوشته) نتیجهگیریِ اظهرمنالشمس از اینروایت اینه که حالا دیگه من و علیرضا میدونیم که اوندنیا هرجا بیفتیم صددرصد جامون تو بهشت نیستش. (دروازهی دوزخ باز میشه و دربانِ جهنّم –با چشای خونگرفته و دوتا شاخ دیوصولت و دوتا دندونِ دراکولا و یهنیزهی سهشاخه، بهزبونِ شیرین پارسی میگه: خوبانِ پارسیگو، بهدوزخ خوش آمدید…)
از ماست که بر ماست. زبان عربی را اجداد ایرانی ما با درست کردن صرف و نحو اینقدر سخت و عجیب و غریب کرده اند. گذشته از این هندی ها می گویند زبان بهشت سانسکریت است.مسلمان ها می گویند عربی و مسیحیان می گویند لاتین و یهودی ها عبری. به نظر من کلا بهشتی ها که نیاز به زبان زمینی داشته باشد اصلا بهشت نیست!! زبان بهشت زبان دل است.زبانی که همه می فهمند
_____
اونوَخ با این استدلال بهشتیکه بخواد پذیرای آدمیزادِ زمینی باشه اصن بهشت نیس :-)
خب تردیدی نیسکه ایرونیا نقش داشتن توی تکامل زبان عربی ولی من دیگه اینشُ قبول ندارمکه همهش کار خودمون باشه. حالا ما منباب مزاح یهچیزی گفتیم ولی زبونِ پُر و پیمونییه، مخصوصاً گویش مصریش که بهوضوح ظریفتر و شکیلتره.
+ چشم حافظ، زیر بام قصر آن حوریسرشت
شیوهی «جَنّاتُ تَجری تَحتِهَاالأَنهار» داشت…